سلسله های پادشاهی ایران۳
پیشدادیان
نخستین وکهنترین دودمان پادشاهی ایران دودمان "پراذاته"(دراوستایی) یاپیشدادیان (درپهلوی) است.درزبان اوستایی" پرا"به معنی پیش وجلوو"ذاته"به معنی آیین وقانون است ورویهمرفته این کلمه به معنی"نخستین قانونگذار" می باشد.
این سلسله به دسته ای ازشاهان اطلاق می شود که میان دوره کیومرث تاکیقباد که سرسلسله شاهان کیانی است آیین شهریاری داشته اند. درتفسیر وندیداد که یکی ازمتون پهلوی میانه است چنین عنوان گردیده "ازآنجهت پیشدادیان رابه این نام خوانند که ایشان نخستین کسانیند که آیین پادشاهی رامعمول داشته اند."
تاریخ اساطیری ایران که شامل دوسلسله پادشاهی پیشدادیان وکیانیان و اعمال پهلوانان این دودوره می گردد وذکرآنرادرمیان آثارمولفان عرب وایرانی می یابیم خود مبتنی بریک تاریخ روایی بوده که به عنوان تاریخ رسمی دراواخردوره ساسانی ودردربارشاهان ساسانی تدوین یافته است که ازآن به خداینامه نام می برند.واژه خدا تاقبل ازمسلمان شدن ایرانیان به معنی صاحب،دارنده،سرورومجازا"شاه بکارمی رفته که بازمانده آن درواژه کد خدا به معنی صاحبخانه دیده می شود.اصل این کلمه درزبانهای باستانی ایران ازدوپاره "خود" و"تاوا" تشکیل یافته که رویهمرفته به معنی چیزی است که به قدرت خودمتکی است که پس ازاسلام بجای واژه الله عربی بکارگرفته شد.ایرانیان نیزمانند سایرتمدنهای کهن خدایان متعددی داشتند که نمادی ازمظاهر طبیعی ویا مفاهیم مجرد بودند ودرراس آنها اهورمزداقرارداشت .
متن پهلوی خداینامه که به معنی کتاب شاهان بوده دردسترس قرارنداشته وگفته می شود که ابن مقفع درقرن دوم هجری آنرا ازپهلوی به عربی ترجمه کرده ودردسترس مولفان قرارداده است وازاینروست که مورخانی نظیر یعقوبی،طبری،بلعمی،مسعودی و...همه جا درتواریخ خودازآن سود جسته اند وازترتیبی که درخداینامه برای تقریر تاریخ افسانه ای ایران وجودداشته ،بهره برده اند، هرچند که ازمتن ترجمه شده ابن مقفع نیز چیزی باقی نمانده است!
سلسله پسشدادیان براساس روایات ایرانی وشاهنامه باکیومرث آغاز می شود درحالیکه درروایت دینی زرتشتی کیومرث نخستین بشراست وهوشنگ اولین فرمانروای ایرانشهر.بنابراین به تبعیت ازروایات ایرانی وشاهنامه وبااحتساب کیومرث وبدون درنظرگرفتن ضحاک(که بیگانه بود وغاصب پادشاهی)این سلسله دارای نه تن پادشاه می باشد که به ترتیب عبارتند از:
۱)کیومرث ۳۰سا ل
۲)هوشنگ ۴۰سا ل
۳)تهمورث ۳۰سا ل
۴)جمشید ۷۰۰سال (دردوران جمشید است که ضحاک به ایران می تازد وپس ازکشتن وی به مدت هزارسال برایران فرمانروایی می کند)
۵)فریدون ۵۰۰سا ل
۶)منوچهر ۱۲۰سا ل
۷)نوذر۷سا ل
۸)زو ۵ سا ل
۹)گرشاسب ۹سا ل
که جمعا به مدت ۲۱۴۱سال پادشاهی می کنند وبااحتساب دوره هزارساله ضحاک طول مدت این سلسله ۳۱۴۱ سال می باشد.
باید بخاطر داشته باشیم که روایات اساطیری نه حکایت ازتاریخ واقعی بلکه تنها درخوداشاراتی ازدوره های بسیارکهنی دارند که تنها خاطره ی مبهمی ازآن درطول اعصاردرذهن مردم باقی مانده است که بعدها به شکل روایات شفاهی سینه به سینه برای نسلهای بعدی نقل شده است بااین حال نباید فراموش کرد که همین روایات برای راویان آنان ارزشی معادل آنچه که ماتاریخ می خوانیم داشته است .دراین مورد بعدا نیزبه بحث خواهیم پرداخت.
درطول وقایعی که درمدت زمان پادشاهی هریک ازاین شاهان اتفاق می افتد درواقع ما بنوعی روایتی ازچگونگی سیرتمدن بشری راآنگونه که درباورآریائیهای مهاجرمیگنجید،می بینیم ازاینروبا بیان خلاصه ای ازدوران هریک ازپادشاهان فوق به نظاره این سیر وتحول می نشینیم.
کیومرث
کیومرث دراوستا اولین انسان وموجودخلق شده توسط اهورمزداست ونیای همه انسانها ومعادل حضرت آدم درباوراعراب وهوشنگ اولین پادشاه وقانونگذار محسوب می گردد که طبق همان روایات دینی نسل دوم ودربعضی ازمواردنسل سوم کیومرث است.
کیومرث درزبان اوستایی ازدوبخش"گیه" بمعنی جان وزندگی و"مرته" ازمصدر"مر"بمعنی مردن است ورویهمرفته به معنای "حیات مردنی" یا"جان فانی" است وباصطلاح زنده ای که می میرد معنی می دهد.ظرافت موجود دراین نام نشان ازهوش بسیار راویان آن است وبیانگر حقیقتی تلخ که همواره ذهن وضمیر آدمی را بخود مشغول داشته است: مرگ . مسئله ای که بزعم کارل یاسپرس فیلسوف نامی معاصرآلمانی ریشه وبنیان شکل گیری تمامی اساطیرملل مختلف است.
بررسی موقعیت کیومرث درمتون دینی زرتشتی وتفاوتهای آن بامتون پهلوی داستان دیگری است مقصود اینکه درروایات دینی کیومرث اولین انسان است اما درروایات ایرانی یعنی همان خداینامه ها که البته اصل هیچکدامش دردسترس نیست! وهمچنین درشاهنامه اونخستین پادشاه است .
حکیم طوس پادشاهی اورابعنوان اولین شاه ایران سی سال عنوان کرده :
پژوهنده نامه باستان که ازپهلوانان زندداستان
چنین گفت کآیین وتخت وکلاه کیومرث آورد واوبودشاه...
به گیتی درون سال سی شاه بود بخوبی چوخورشید برگاه بود
درزمان وی پوشیدنی وخوراک نوپدید آمد،همه به اطاعت اودرآمدند وکیش اورا پذیرفتند.اوپسری نیرومند ونامجو بنام سیامک داشت که درنبردبادیوسیاه پسراهریمن کشته شد و"جگرگاهش دریده". کیومرث ازپس کشته شدن فرزند به یاری پسر سیامک ونوه ی خود،هوشنگ، دیوسیاه راازپای درمی آورد :
بیازید هوشنگ چون شیرچنگ جهان کردبردیونستوه تنگ
کشیدش سراپای یکسردوال سپهبد بریدآن سربی هما ل
باپیروزی هوشنگ بردیوسیاه پادشاهی سی سا له کیومرث نیزبه پایان می رسد:
چوآمد مرآن کینه راخواستار سرآمد کیومرث راروزگار
وهوشنگ بجای اوبرتخت شاهی می نشیند.
آنچه دردوره کیومرث ودرآن خط سیرتکامل حیات بشری اهمیت دارداین است که اوابتدادرکوهها ساکن بود سپس پلینگه پوش شد .دراین داستان زندگی غارنشینی ودرست کردن جامه وپوشاک ازپوست حیوانات که مراحلی اولیه و اساسی ازرشد وتکامل زندگی بشر است وباداده های تاریخی نیزمطابقت دارد،آشکارادیده می شود:
کیومرث شدبرجهان کدخدای نخستین بکوه اندرون ساخت جای
سرتخت وبختش برآمدزکوه پلنگینه پوشید خودباگروه
ازاواندرآمدهمی پرورش که پوشیدنی نوبد ونوخورش
ادامه دارد