درنگی شتابان۵

باورود اندیشه های جدید درایران پرسشهای زیادی برانگیخته شد فضای رخوت آلود حاکم بردولت وجامعه که ناشی ازبیخبری وجهل مفرط ازدستاوردهای نوین درحوزه های علوم تجربی وعلوم انسانی بود ومبتنی برتکرار آراءوعقاید گذشتگان که دیگر توان پاسخگویی در برخورد ومواجهه با این موقعیت جدیدرانداشت عاملی شدتا جریان موسوم به روشنفکری بدون توجه به سنت موجود درجامعه، بدنبال راهی برای رهایی ازوضعیت اسف باری باشد که ازآن به عقب ماندگی تعبیر می شد درواقع باسرازیرشدن سیل اندیشه های فلسفی،سیاسی واقتصادی به سمت جوامعی مثل ایران نیروهای تحصیلکرده وآشنا با مبانی غرب خواستار تغییرات گسترده درهمه وجوه زندگی وخصوصا درسیاست ،جهت دستیابی به پیشرفت وترقی ،گردیدندوبدینسان مدرنیسم ودرکنارآن مدرنیته کم کم جای خودرا بازکرداماهیچیک ازاین مفاهیم برخاسته ازروندتحولات موجوددرجامعه نبوددرساختاراندیشه وتفکرغبارگرفته ایرانی هیچ مفهوم تازه ونوینی شکل نگرفته بود وآنچه که سنت نامیده می شود چنان سنگینی خودرابراین فضا تحمیل کرده بود که اساسا تکلیف هرچیزی دراین دنیاازقبل مشخص شده بود ،درچنین فضایی نه تنها سئوال تازه ای شکل نمی گیرد بلکه درمواجهه با پرسشی نوین ،رشته های ناپیدا ومستحکم سنت که دراعماق اندیشه رسوب کرده اجازه ی یافتن پاسخی نو را نداده وبرهمان پاسخهای تکراری ازقبل تعیین شده دست می یازدوچون موقعیت جدید راباارزشهای خودمغایر وحتی درتعارض می بیند بجای پرداختن به آن،یکسره به ردآن روی می آورد واین اتفاقی است که کشورمارخ دادوحاملان سنت رادرمقابل نیروهای تازه ی پا به میدان گذاشته قرارداد که همان روشنفکران بودند.ازهمان ابتدا این دوجریان درمقابل هم به صف آرایی پرداختند ودرمقابل هم قرارگرفتندوعلیرغم گذشت صد واندی سال ازاین رویارویی ناخواسته، هنوز نیز این دوجریان نتوانسته اند با یکدیگر به همزیستی مسالمت آمیز دست یابند وتقریبا درهمه مفاهیم اصلی درحوزه های فلسفه،اقتصادوسیاست باهم درتعارض قراردارند والبته اگرچه پذیرش مدرنیسم امری عادی تلقی می شوداما پذیرش مبانی ومبادی فلسفی آن که همان مدرنیته باشد همواره به عنوان گناهی نابخشودنی درنظرگرفته شده وازآن درادبیات این گروه تحت عنوان ازخودباختگی نام برده می شود،تلاش عده ای ازهردوطیف برای تلائم این دوجریان نیزعلیرغم کوششهای بسیار وصرف هزینه های گزاف باز هم راه بجایی نبرده است ،وطبیعی است درجامعه ای که هنوز به رشد وبلوغ لازم دراین دنیای پیچیده دست نیافته ودرفضای ماقبل مدرن زیست می کند وجهان وکاروبارآنراساده وآسان ارزیابی می کندوبقولی هنوزدریک رابطه اسرارآمیز باطبیعت بسر میبردوازاین راه عقل واندیشه وروح آن دربسترآرام وبدون تغییر عادتهادر آرامشی ،هرچندمرگبار،بسرمی برد،گرایش به اندیشه های سنتی وعدم رغبت به آموزه های مدرنیسم که مبتنی برفردیت،عقلانیت،قبول مسئولیت،آزادی برای تحقق خویشتن خویش وکثیری ازاین مقولات است ،چندان غیرمترقبه نباشدوالبته درچنین فضایی که سنت درمقابل مدرنیسم قرار می گیردوحتی بواسطه عوامل جانبی،این تقابل ازحالت بحث های علمی به نوعی روابط خصمانه باعواقب عملی مشخص ، منتهی می شود،ازبین بردن شکاف بوجودآمده ازسوی هردوطرف،چنانچه حتی چنین اراده ای موجودباشد ،نیاز به یک هنرمندی ظریف وحتی معجزه آسادارد.

ادامه دارد